°O°(♥‿♥)شمـــــــیم عشــــق(♥‿♥)°ºO
اینده کتابیست که امروز می نویسیش پس چیزی بنویس که فردا از خواندن ان لذت ببری
خــــــــــوش بــــــــــه حــــــالتـــــــــان پرندهــــــــا خیـــــــــالهـــــــــایتان بــــــــوی خـــــــــستــــــــگی نـــــمیدهـــــــد مــــــثل مـــــا پـــــــــــرنده هـــــــــای ســـــاعتی، التهاب روز و ســــــالهایتــــــــــان بـــــــــوی خستــــــــــگی نمــــــــیدهـــــــد روی ســــــــیم بـــــــــرق هـــــــم که مـــــــیروید اصـــــل اول کتابتـــــــان پـــــــــــرنده بـــــــودن اســــــــت حـــــــرف ها، جوابهـــــــا،سوال هایتـــــــــــان بــــــوی خستگــــــی نمــــــــیدهــــــــد حــــــــــرف هایتـــــــــــان بـــــــــوی نان تازه و پنیر و پونه مــــــیدهـــــد خــــــــوش به حالتـــــــان که شور و حــــــــالهایتـــــــان بـــــــــوی خستگـــــــــــی نمــــــــیدهــــــــد. خــــــوش به حالتـــــــــان پرندهــــــــــا،پرنده ایـــــــــد!! بالهایتـــــــان بــــــــــوی خستگــــــــی نمـــــــیدهـــد. دوستت دارم پریشان، شانه میخواهی چه کار؟ دام بگذاری اسیرم، دانه میخواهی چه کار؟ تا ابد دور تو میگردم، بسوزان عشقکن مردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبود مثل من آواره شو از چاردیواری درآ! خرد کن آیینه را در شعر من خود را ببین شرم را بگذار و یک آغوش در من گريه کن سال خود را با بهترین ۷سین آغاز کنید: سلام قولا” من رب الرحیم سلام علئ موسى و هارون سلام علئ ابراهیم سلام علئ نوح فى العالمین سلام علئ المرسلین سلام علئ إلیاسین سلام هی حتى مطلع الفجر * امید آنکه کهنه رفته باشد به نیکویی، و این نو همی آید به شادی.
دوست دآشتنت چیزے نیست ڪہ بتوآטּ آטּ رآ درمیآטּ ڪلمآت گنجآند دوست دآشتنت رآ نمےتوآטּ بر زبآטּ آورد یآ در لآ به لآے ڪآغذها نوشت دوست دآشتטּ تو فرآتر از وآژہ هاست
بعضی از آدم ها انقدر نگاهشان كاش بارانی ببارد قلبها را تر كند
قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها بشكند در هم طلسم كهنه ی این باغ را مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت چترها تان را ببندید ای به ساحل مانده ها
که وا می شود رو به سوی دلم بیا،پرده ها را کناری بزن
سياه گيسو سياه چشمم سپيد بانو ![]()
به حرمت کداممان,![]()
ر
نمیدانم!![]()
ر
من همین قدرمیدانم؛ باران صدای پای اجابت است.![]()
![]()
خدا با همه جبروتش دارد ناز میخرد![]()
نیاز کن…![]()
مرا نیز دعا کن![]()










ای که شاعر سوختی، پروانه میخواهی چه کار؟ 
راستی تو این همه دیوانه میخواهی چه کار؟ 
در دل من قصر داری، خانه میخواهی چه کار؟
شرح این زيبايی از بیگانه میخواهی چه کار؟ 
گریه کن پس شانهی بيگانه میخواهی چه کار؟









بر ما سالی گذشت و بر زمین گردشی و بر روزگار حکایتی.
سال نو مبارک









فرآتر از وصف ڪردטּ 








چشم هایشان
دست هایشان
مهربان است ..كه دلت میخواهد
یكبار در حقشان بدی كنی و نامهربانی
و ببینی نگاهشان،چشم هایشان،دست هایشان
وقتی نامهربان میشود چگونه است
در نهایت حیرت تو
میبنی

مهربان تر میشوند انگار
بدیت را با خوبی
نامهربانی ات را با مهربانی
پاسخ میدهند

چقدر دلم تنگ است برای دیدن چنین ادم مهربانی

بگذرد از هفت بند ما صدا را تر كند
رشته رشته مویرگهای هوا را تر كند
شاخه های خشك بی بار دعا را تر كند
سرزمین سینه ها تا نا كجا را تر كند
شاید این باران كه می بارد شما را تر كند


من آن سنگ سختم
کمک کن نیفتم ،
خ خدایا ! بیا پشت آن پنجره









رسيده شب گشودم بسترت از پرنيان قو
لالالالا شناور شو ميون بستر خوابت
به عشق تو شكستم من طلسم اين شب جادو
سپيدبانو بخواب اروم نميذارم چشات ترشه
ازين پس غصه هات بايد ميون نطفه پرپر شه
لالالالا ميخونم زير گوشت قصه اميد
كه تا اين قصه زيبا واسه تو عمق باورشه
سپيدبانو اگه شب مثل ديواره ميده قلب تورو ازار
هزاران پنجره رويا ميسازم روي اين ديوار
لالالالا جداشو از سياهي شب تكرار
به دنياي سپيدعشق به روياها قدم بگذار
| Power By:
LoxBlog.Com |


